آشنایی با لغات فنی و هواپیمایی – ۸

آشنایی با لغات فنی و هواپیمایی – ۸

انجمن، سازمان

Association

علم نجوم، ستاره شناسی

Astronomy

ناقرینه، بی تناسب

Asymmetric

مراقبت پرواز

ATC : Air Traffic Control

در ارتفاع تصمیم گیری هستند

At Decision Height

مجرائیکه هوای داغ در آن حرکت می کند (جت ساده)

Athodyed : Aero Thermodynamic Duct

در ارتفاع

At Level

اتمسفر، جو

Atmosphere

اتم، کوچکترین قسمت یک عنصر (یک جسم ساده) که خواص شیمایی آن عنصر را حفظ کرده باشد و تشکیل شده از هسته با بار مثبت شامل پروتون مثبت و نوترون خنثی و مدارهایی در اطراف هسته که الکترونها با بار منفی در آن می چرخند. اکثریت جرم اتم مربوط به جرم هسته می باشد و با تغییر تعداد الکترونها اجسام مختلف با خواص شیمایی و فیزیکی متفاوت به دست می آید. به گفته دیگر اختلاف اجسام در اختلاف تعداد الکترونها و طرز قرار گرفتن و نوع حرکت آنها می باشد.

Atom

به قطعات ریز تبدیل شدن، پودر شدن

Atomization

سوخت پاش موتور، دستگاهی که سوخت را به داخل محفظه احتراق به صورت پودر می پاشد

Atomizer

در ارتفاع یا بالاتر از ارتفاع داده شده

At Or Above

در حال سکون، آسوده و بی حرکت

At Rest

وصل کردن، ضمیمه کردن

Attach

ریب لبه دار

Attach Angle Rib

اتصال، الصاق، ضمیمه

Attachment

نائل شدن به، رسیدن به

Attain

نیل، رسیدن به هدفی

Attainment

همراه، مصاحب، ملازم، مواظب، متصدی، سرپرست

Attendant

توجه، دقت

Attention

نازک کردن، باریک کردن، رقیق کردن، سبک کردن

Attenuate

شرایط، رفتار، حالت، وضعیت، وضع، گرایش

Attitude

جذب کردن

Attract

جالب توجه، جذاب

Attractive

به طور دلخواه

At Will

طلا

AU : AURUM : Gold

شنیدنی، قابل شنیدن، حد شنوایی بین ۳۰ هرتز تا ۲۰ هزار هرتز

Audible

افزایش، زیادی، تقویت

Augmentation

افزایش دهنده، زیاد کننده، تقویت کننده

Augmentor

مسئولیت، قدرت و اختیار در اداره کردن و فرماندهی، اعتبار

Authority

مجاز، تصویب شده

Authorized

اتوکلاو، ظرفی است با مقاومت زیاد که فعل و انفعالات شیمایی در فشار و حرارت زیاد را می توان در آن انجام داد

Autoclave

دستگاه کنترل مخلوط سوخت و هوای موتور به بطور اتوماتیک و با تغییر ارتفاع کار می کند

Automatic Mixture Control

وسایل نقلیه خودکار مانند اتومبیل، مربوط به وسایل نقلیه

Automotive

اتوسین، هماهنگ کننده خودکار، نوعی سیستم هماهنگ کننده الکتریکی AC

Autosyn

کمکی، معین، امدادی

Auxiliary

سطوح کنترل کمکی، سطوح فرامین کمکی

Auxiliary Control Surface

در دسترس

Available

میانگین، متوسط

Average

جلوگیری کردن، منحرف کردن، برگرداندن

Avert

هواپیمایی، مربوط به هوانوردی

Aviation

مقررات هواپیمایی

Aviation Regulation

اویونیک، الکترونیک هواپیمایی، دستگاههای ارتباطی و هدایت کننده های خودکار و الکترونیکی هواپیما، علم مربوط به مطالعه و بررسی دستگاههای ارتباطی و هدایتی خودکار

AVIONIC : Aviation Electronic

اجتناب کردن، چشم پوشی کردن

Avoid

از روی…. پرواز نکنید

Avoid Flying Over …..

مواظب، آگاه و مطلع

Aware

تبر

Axe

محورها

Axes

محوری

Axial

محور

Axis

 منبع : فرهنگ لغات فنی و هواپیمایی تالیف مهدی صادقی تهرانی استاد دانشکده مهندسی هواپیمایی